۱۳۹۳ فروردین ۲, شنبه

نگاهش رو به دریا بود ولی راهــو نمیدونســـت

دوتا آینده مبهم، یه تابستون بی خورشید 
همون فصلی که رویاهام مث ارتش فرو پاشید
میون زمزمه هامون یه آهنگ یادگاری موند
یکیمون از خدا دور شد یکی‌ هنوز نماز می‌خوند

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر